13 تا از بهترین دیالوگ های تامی شلبی:

Saturday، ۵ Khordaad ۱۴۰۳

13-"When you plan something well, there's no need to rush."

(s2e6)

این نقل قول خلاصه ای کامل از رویکرد تامی به تجارت و جنایت است - که در مورد او بسیار شبیه به هم هستند. بخشی از رفتار او مربوط به دورانیست که گروهبان سرگرد بود، زمانی که وی ویرانی های جنگ جهانی اول را از نزدیک تجربه کرد. با این حال، تامی همچنین اهمیت یک استراتژی برنامه ریزی شده را تشخیص می دهد، به ویژه در دنیایی که یک تصمیم بد می تواند بین «زنده» و «مرده» تفاوت ایجاد کند.

12-"I'm just an extreme example of what a working man can achieve."

(s4e4)

تامی خود را جزئی از مردم میداند و وفاداری او به مردمش باعث بسیاری از اقدامات و تصمیمات او شده اند. تامی شلبی به خوبی میداند که اکثر مردم پتانسیل بالایی دارن حتی اگر نتواند ان را کشف کنند باز هم قابل توجه است. با این وجود او همچنان یک جنایت کار است!

این نقل قول بهطور شگفتانگیزی جدی و بهطور غیرمنتظرهای سرد است، و به این معناست که هرکسی هم پتانسیل بزرگی و هم بیرحمی را دارد - تنها چیزی که لازم است فشار به سمت راست یا در این مورد اشتباه است.

11-"The only way to guarantee peace is by making the prospect of war seem hopeless."

(s3e2)

این نقل قول از درک عمیق تامی از معنای واقعی جنگ می آید. او میداند که چیزهای بسیار کمی با هم مقایسه میشوند، اگر وجود داشته باشد، و دورنمای جنگ کافی است تا کسی را مجبور کند که سلاحهای خود را پایین بیاورد تا از درگیری بزرگتر جلوگیری کند. گاهی اوقات کار می کند، گاهی اوقات نه. مهم اینه که حداقل تلاش کنیم.

10-"She's in the past... and the past is not my concern."

(s1e6)

این نقل قول خاص تامی شلبی خاطره انگیز است زیرا شخصیت مصمم او را در یک جمله خلاصه میکند و در عین حال نتیجه دلخراش رابطه او با یکی از بهترین شخصیتهای زن سریال، گریس (یا حداقل، اینطور که مخاطبان در آن زمان فکر میکردند) را روشن میکند. این کلمات با توجه به موقعیتی که شخصیت در آن قرار داشت و احساس

میکند که برای شلبی کاملاً نام تجاری است، هنوز بسیار معنی دارند.

9-"All religion is a foolish answer to a foolish question."

(s3e3)

این نقل قول به طور خاصی منطقی بنظر میاید، به خصوص که تامی هرگز واقعاً به سؤالات وجودی اهمیت نداده است - حداقل نه پس از جنگ جهانی اول، جایی که او مردانی را دید که بی رحمانه در مقابل او می مردند. این همچنان یک خط عالی است زیرا قابل ارتباط است و ممکن است برای بسیاری از مخاطبانی که طرز فکری مشابه قهرمان Peaky Blinders دارند صادق باشد.

8-"We just sell different parts of ourselves."

(s1e3)

یکی دیگر از خط های فراموش نشدنی سریال به گریس کارگردانی می شود، زمانی که تامی تلاش می کند او را متقاعد کند تا در یک سفر کاری با بیلی کیمبر (چارلی کرید-مایلز) با او ملاقات کند و با آنتاگونیست همراه شود.

این، گریس را تحریک می کند تا از توماس سوال کند که آیا او فکر می کند که او یک فاحشه است. پاسخ او؟ همه ما اینگونه هستیم که "ما فقط بخش های مختلف خود را می فروشیم."

7-“I don't pay for suits. My suits are on the house or the house burns down."

(s1e3)

درک این که چگونه این ازبهترین نقل قول های تامی شلبی است، دشوار نیست، به ویژه با در نظر گرفتن اعتماد به نفس و غرور عظیم شخصیت. همچنین به این کمک می کند که یک خط خنده دار و خوب ارائه شود. با این حال، با در نظر گرفتن همه چیز، تامی واقعاً یک نماد مد کلاسیک است که میتواند با استایل شیک خود همه را از پا درآورد.

6-"It's not a good idea to look at Tommy Shelby the wrong way."

(s1e2)

مانند بسیاری از نقل قول های دیگر در این لیست، این خط نیز نمونه ای از طبیعت بی رحم تامی است. این به هیچ وجه زیاده روی و ماورایی نیست، اما شخصیت او را به خوبی به نمایش می گذارد و به صحنه ای درخشان در سریال می افزاید. به هر حال، به لطف دلشکستگی تامی در مورد مرگ اسبش است که یکی دیگر از نمادینترین جملات سرچشمه گرفته است: "از قبل شکسته\ already broken".

5-"And there's a woman. Yeah, A woman. Who I love. I got close."

(s2e6)

یکی از استثنائی ترین و بهترین دیالوگ های این فصل بی شک این بوده است. شکی نیست که شلبی همیشه گریس را دوست داشته است - لحظه تأملی که در آن به عشق خود به او نگاه می کند و آن را با صدای بلند اعتراف می کند فقط قدرت غیرقابل انکار او را بر او ثابت می کند.

4-"No fighting!"

(s3e1)

در حالی که تامی شلبی نمادی از یک گانگستر ترسناک است، او به طور قابل توجهی میخواهد که مسائل مربوط به خانواده به خوبی پیش برود، به خصوص زمانی که آنها با مهمترین فرد زندگیاش مرتبط هستند. پس از عروسی، توماس در آشپزخانه با پیکی بلایندرز ملاقات می کند و در حالت استرس آشکار به آنها اطلاع می دهد که نباید دعوا، مواد مخدر، فال گیری و موارد دیگر وجود داشته باشد. با توجه به اینکه خانواده گریس نیز در این مراسم حضور دارند، این امر منطقی است.

با این حال، وقتی تامی پیشخدمتی را که دقیقاً پس از اینکه دیگران مفهوم میکند که «نباید دعوا ایی» وجود داشته باشد، سر راه او قرار میگیرد، هل میدهد، و یک لحظه کمدی واقعاً سرگرمکننده در سریال ایجاد میکند.

3-"This is just myself, talking to myself, about myself."

(s4e6)

این صحنه دلخراش پایان فصل، آسیب پذیرترین وضعیت تامی را نشان می دهد، و بررسی آن در مورد PTSD و اضطراب، بازتاب بسیار دقیقی را در مورد سلامت روان نشان می دهد. آنچه در مورد این خط فوق العاده است طول عمر آن است، و اینکه چگونه می تواند حتی برای برخی از بینندگانی که ممکن است خود را در موقعیت های مشابه بیابند، ارتباط برقرار کند.

2-"I have no limitations."

(s6e1)

یکی از میخکوب کنننده ترین حرف های تامی شلبی، جملهای که او پس از تیراندازی به آنتاگونیست فین کول و همتای روی پرده، مایکل گری، میگوید. همانطور که انتظار می رود، این منجر به یکی از غیرمنتظره ترین، تکان دهنده ترین لحظات سریال می شود.

این صحنه خاص اعتماد غیرقابل انکار تامی شلبی را برجسته می کند، شخصیتی پیچیده، لایه لایه و کاملاً سه بعدی که مخاطبان نمی توانند از ریشه یابی آن جلوگیری کنند. پس از تمام کارهایی که رئیس جنایتکاران انجام داده است، واضح است که شلبی هیچ محدودیتی ندارد. این صحنه ثابت می کند که غیرقابل پیش بینی بودن او (که حتی گاهی اوقات خود او را غافلگیر میکرد)، پتانسیل بدون محدودیت، و اعتماد به نفس سه تا از قوی ترین دارایی های او هستند.

1-"I'm not God. Not yet."

(s5e1)

هنگامی که او سیگار میکشد، پیکی بلایندرز با پسر کوچکش مواجه میشود، چارلی که به وضوح ناراحت است، که فریاد میزند که پدرش «خدا نیست».

اعتماد به نفس تامی بار دیگر در این لحظه منحصربهفرد برجسته میشود که به خوبی شخصیت را با بررسی اینکه شخصیت نسبت به خود، جاهطلبی و عزم او برای رسیدن به چیزی که میخواهد و در هیچجا متوقف نمیشود، توصیف میکند. شاید این صحنه پر صحبت ترین صحنه در کل برنامه تلویزیونی نباشد. با این حال، هنوز هم یکی از بهترین های تامی غیرقابل انکار متمایز است، به خصوص وقتی سرنوشت نهایی غیرمنتظره و غم انگیز او را در نظر بگیریم.

-منبع: collider.com